گاهی...

گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود
گاهی با یک کلام قلبی آسوده و آرام می گیرد
گاهی با یک کلمه ، یك انسان نابود می شود
گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند
مراقب بعضی یک ها باشیم
در حالی که ناچیزند ، همه چیزند


اموال مسلمانان ..... بیت المال ؟؟؟؟؟

نوک قلمهای خود را تیز کنید
 وخطوط را نزدیک بنویسید
و کلمات اضافی برای من ننویسید
و به معانی توجه کنید
و از زیاده روی برحذر باشید،

زیرا اموال مسلمانان تحمل ضرر را ندارد.

از بخشنامه های حضرت علی (ع)
به کارگزارانش


گنجشکها

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌!

پرسیدند : چه می‌کنی؟

پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می‌کنم و آن را روی آتش می‌ریزم…

گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می‌آوری بسیار زیاد است و این آب فایده‌ای ندارد.

گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما آن هنگام که خدا می‌پرسد: زمانی که دوستت در آتش می‌سوخت تو چه کردی؟

پاسخ می‌دهم: هر آنچه از من بر می‌آمد!!

دعا براى ظهور امام زمان عجّل اللَّه تعالى فرجه در روز جمعه

    شيخ طوسى رحمه الله در «مصباح المتهجّد» فرموده است : هر گاه كسى خواست روز جمعه بر پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم صلوات فرستد چنين بگويد:

 أَللَّهُمَّ اجْعَلْ صَلاتَكَ ، وَصَلَواتِ مَلآئِكَتِكَ وَرُسُلِكَ، عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ .

خدايا ؛  درود و رحمت خود را و درود فرشتگان و رسولان خودت را بر محمّد و آل محمّد  نثار كن و در گشايش كارشان  شتاب  فرما .

    يا بگويد : أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ .  

  بار الها ؛ بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و در فرج ايشان تعجيل فرما .

    وى در جاى ديگر مى‏گويد : روايت شده است كه صد مرتبه بگويد :

    أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

    بار الها ؛ بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و در فرج ايشان تعجيل فرما .

شکوفه سیب

وقتی که آمدی به برم نور دیده ام

گفتم که بازهم نکند خواب دیده ام

بابا منم شکوفه سیب سه ساله ات

حالا ببین چه سرخ و سیاه و رسیده ام

خیلی میان راه اذیت شدم ولی

رنج سفر به شوق وصالت کشیده ام

(تنها به شوقت این همه محنت کشیده ام)

اینرا بدان که بین تو و تازیانه ها

نام تو را به قیمت سیلی خریده ام

در بین این مسیر پر از غصه بارها

از آسمان ناقه چو باران چکیده ام

پایم سرم تمام تنم درد می کند

از بس که زجر در دل صحرا کشیده ام

کم سو شده دو چشم من از ضربه های او

حتی به زور صوت رسا را شنیده ام

از راه رفتنم تعجب نکن که من

طعم بد شکستن پهلو چشیده ام

پاهای من همه پر تاول شده ببین

خیلی به روی خار بیابان دویده ام

چادر ز عمه قرض گرفتم که زیر آن

پنهان کنم ز روی تو گوش دریده ام

بشنو تمام خواهش این پیر کودکت

من را ببر که جان تو دیگر بریده ام

****

عمه که پاسخی به سؤالم نمی دهد

آیا شبیه مادر قامت خمیده ام؟

                                                        شاعر: محمد بیابانی